برگهایی از دفتر بابام
خدایا:عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار
خدایا:شهرت منی را که میخواهم باشم،قربانی منی که میخواهند باشم نکن خدایا:به روشنفکرانی که اقتصاد را اصل میدانند بیاموز که اقتصاد هدف نیست خدایا:به هرکسی که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتراست خدایا:به من توفیق تلاش،درشکست این تنها بخشی از جملات زیبا بود وباز ادامه دارد انشاالله ای بخشایشگر به صد رحمت! بیفزا مرا دوستانی بهتر از آب روان. ای محض دانایی! یاری کن پلکهارابتکانیم وبه راستی بدانیم که جوردیگر بایددید. وآن تازه بهارزندگانی طی شد آن مرغ طرب که نام او بود شباب افسوس ندانم که کی آمد کی شد بنیاد مکن تو حیله ودستان را تو غرّه بدان مشو که می مینخوری صدلقمه خوری که می غلامست آن را (ممنونم از دوستان. ۲تا دوبیتی آخر از خیام بود و ۲قطعه اول رو بابام اول دفتر نوشته بود برای آغاز اگه غلط املائی ویا اینکه اطلاعاتی دارید ممنون میشم بگید ) دوست و دوستار شما "پسر بابا" من از پدرم دفتری دریافت کردم که تو مراحل مختلف زندگیش و در زمانهای مختلف هستش و سعی کرده چیزایی که جالب بوده رو جمع آوری کنه و بکار بیاد رو تو این وبلاگ برای دوستان قرار دادم به نظر شما این کارو شروع کنم اصلا؟؟؟ من اولین وبلاگیه که درست کردم و واقعا به کمک شما دوستام خوب نیاز دارم ممنون میشم کمکم کنید بگید و راهنماییم کنید ممنونم از همه دوستان خوبم که یاری میکنند من زود به زود میام و نظراتتون رو میخونم و استفاده میکنم بای
وبه مذهبی هایی که کمال را هدف میدانند بیاموز که اقتصاد هم اصل است
وهرکه دوست تر میداری،بچشان که :دوست داشتن از عشق برتر است
صبر،در نومیدی
رفتن،بی همراه
فداکاری ،در سکوت
دین،بی دنیا
عظمت،بی نام
ایمان،بی ریا
عشق،بی هوس
تنهایی،درانبوه جمعیت
دوست داشتن،بی آنکه دوست بداند
عطاکن
خدایا:به من بگو تو خودچگونه میبینی؟ چگونه قضاوت میکنی؟
آیا عشق ورزیدن به اسم ها تشیع است؟یا شناختن مسمّی ها؟
خدایا:تو چگونه زیستن را به من بیاموز،چگونه مردن را خود خواهم دانست
خدایا:رحمتی کن تا ایمان،نان و نام برایم نیاورد
قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
تا از آنهایی باشم که پول دنیا رامیگیرند وبرای دین کار میکنند
نه آنهایی که پول دین میگیرندوبرای دنیا کار میکنند
چه غم و چه شادی مطالبی جمع آوری کرده و در دفترش نوشته
این مطالب شامل داستان و شعر و جملات زیبا از افراد مختلف
منم با اجازش ورقهایی از این دفتر که ممکنه قشنگ باشه
خوشحال میشم نظرتونو بگید برام
نوشته شده در 88/04/29ساعت
17 از "دفتر بابا" به قلم "هادی"| |
نوشته شده در 88/04/21ساعت
18 از "دفتر بابا" به قلم "هادی"| |
سلام به همگی
نوشته شده در 88/04/19ساعت
23 از "دفتر بابا" به قلم "هادی"| |


